تبليغاتX
نان و کتاب

نان و کتاب


1. گزارش‌گر:" موقعی که اعلام شد برنده‌ی نوبل فیزیک شدید چه احساسی داشتید؟"

ریچارد فاینمن: " یعنی چی چه احساسی داشتم؟ مثلا چه افتخاری دارد که یک عده اون سر دنیا عشقشان کشیده به من هم جایزه بدهند؟ یک چیزی رو بگذار روشن کنم.... من حالم از هر چی افتخاراته به هم می خورد. یک موقع گفتند بیا بشو عضو انجمن ملی علوم آمریکا. بلند شدم رفتم.. دیدم یک عده نشستند دور میز که حالا دیگر به کی افتخار بدهیم بیاد جزو ماها؟... زدم آمدم بیرون دیگر هم پایم را آنجا نگذاشتم.

2.  ویلهلم استکل: "علامت انسان رشد نیافته این است که می خواهد بزرگوارانه در راه یک هدف جان بسپارد، و حال آنکه علامت انسان رشد یافته این است که می خواهد در راه یک هدف به فروتنی  زندگی کند."

زاویه دید

+ نوشته شده در شنبه 1390/06/26 12:7 توسط روح الله قائمی نیک |


 

من حک شدم شما چی؟

جیمیل جدیدم:

encounterself@gmail.com


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 1390/06/20 12:53 توسط روح الله قائمی نیک |


 

لبخند ایرانی

+ نوشته شده در سه شنبه 1390/06/08 14:3 توسط روح الله قائمی نیک |


يک روز ملانصرالدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد،

مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد.

الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت .

ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت

و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد اما هر کاری کرد،

الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد.

بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده

و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده است

و بالاخره الاغ از سقف به زمین افتاد و مُرد.

بعد ملا نصر الدین گفت:

لعنت بر من که نمی‌دانستم که

اگر خر به جایگاه رفیع و پست مهمی برسد،

هم آنجا را خراب می‌کند و هم خودش را می‌کُشد!

+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/05/26 14:33 توسط روح الله قائمی نیک |


عمر حقيقت به سر شد، عهد و وفا بي اثر شد

ناله عاشق، ناز معشوق، هر دو دروغ و بي ثمر شد

راستي و مهر و محبت فسانه شد

قول و شرافت همگي از ميانه شد

از پي دزدي، وطن و دين بهانه شد

ديده تر کن

جور مالک، ظلم ارباب، زارع از غم گشته بي تاب

ساغر اغنيا پر مي‌ناب، جام ما پر ز خون جگر شد

اي دل تنگ ناله سر کن، از مساوات صرف نظر کن

ساقي گلچهره بده آب آتشين، پردهٔ دلکش بزن اي يار دلنشين

ناله بر آر از قفس اي بلبل حزين

کز غم تو، سينه من، پر شرر شد، پر شرر شد


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 1390/05/09 17:45 توسط روح الله قائمی نیک |


  «طلا و مس» فیلم مهمی است و فقط مهم. داستان کسی می‌گوید که  فهم می‌جوید. جوینده‌ی فهمی را که درگیر موانع است، به خویش جاهلش بازمی‌خواند. ناخواسته‌ای را که در این گیر ودار ناگزیرش است مقصود می‌نمایاند. میان درون و جهل درونی شده خلط می‌کند. خود را طلا نکن که به رنگ مس می‌شوی؛ مس بمان طلائی‌رنگ.  


وبلاگمون هم سه ساله شد...

+ نوشته شده در یکشنبه 1390/05/02 19:14 توسط محسن قائمي نيك |


 

مهدیا، سرورم، دیده‌ی گریان مرا آب نظاره است هنوز...

و در آن، بسیار چشمانی غرق است که به نومیدی امید به خویش می‌خشکد.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1390/04/20 22:46 توسط محسن قائمي نيك |


 

امام باقر (علیه‌ السلام) فرمودند:

 

شرقاً و غرباً فلاتجدان علماً صحیحاً الا شیئاً خرج مِن عندنا أهل البیت

 

اگر به شرق یا غرب عالم بروید، دانش صحیحی نمی‌یابید

مگر آنچه از نزد ما اهل‌بیت بیرون می‌آید.  

(كافی، ج 1، ص 399)

+ نوشته شده در یکشنبه 1390/04/19 16:8 توسط روح الله قائمی نیک |


 

دارند می‌گویند که شهید را به دانشگاه و فقیر را به خیابان نیاورید.

سؤال این است و فقط سؤال بی‌پاسخ که؛ شهید و فقیر بیشتر در دانشگاه و خیابان، شهید و فقیرند(خصوصیت و نقش) یا در کمیته امداد و بهشت رضا؟

نیز پرسش است آیا دانشگاه به قبر شهیدش، دانشگاه است و خیابان به فقیرهایش خیابان؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1390/04/14 19:59 توسط محسن قائمي نيك |


آیت الله محمود امجد در پیامی به مردم ایران گفته است که هیچ پاسخی برای "ظلم ها"، "تجاوزها"، "کشتن ها"، "بی قانونی ها" و "هتک حیثیت ها"یی که علیه آنان اعمال می شود ندارد.

او گفته است که همۀ تلاش هایش برای رفع اختلاف و ایجاد همدلی بی نتیجه مانده اند و روز به روز ظلم و ستم بیشتری به مردم ایران روا داشته می شود و اینکه او در برابر این همه ظلم هیچ پاسخی ندارد که آبی بر آتش تألم مردم باشد.

آیت الله محمود امجد در جای دیگری از سخنانش افزوده است که امروز بی قانونی و خودسری و هتک حیثیت مردم بیداد می کند و "آنقدر رواج یافته که تعجب و تأسف مسئولان را نیز برنمی انگیزد."

این روحانی در ادامۀ پیام خود افزوده است "امروز مظلومان کشته می‌شوند، به حریم خصوصی و جمعی مردم تجاوز می‌شود، آزادی‌های قانونی و ابتدایی که حق اولیه هر انسان است سلب می‌شود که ملال و افسردگی بر چهره پیر و جوان نشسته و مشکلات بسیار، قربانی می‌گیرد. دروغ و عوام فریبی، ریاست می‌کند، اما دریغ از یک فریاد یک همدردی و همدلی، عذرخواهی و تلاش برای تصحیح.

" آیت الله محمود امجد سپس گفته است که کمترین نشانه ای از درک این همه خیانت و قانون شکنی در کلام و رفتار مسئولان حکومت اسلامی دیده نمی شود و هیچیک از مقامات مسئولیت هرج و مرج و آشفتگی حاکم بر کشور و قانون شکنی های ظالمانه را نمی پذیرد.

او گفته است که ظلم و بیداد چنان سایه گستر شده که دیگر خود او هم نمی تواند در خانه اش از نظام اسلامی و حقیقت اسلام دفاع کند.

آیت الله محمود امجد در پایان گفته است که تنها به خاطر مردم و جوانان تشنۀ آزادی و عدالت به ناچار در کشور مانده است، در غیر اینصورت او ترک وطن می کرد و در گوشۀ تنهایی عزلت می گزید.

+ نوشته شده در دوشنبه 1390/03/30 14:44 توسط روح الله قائمی نیک |


 

مواجهه با خود

+ نوشته شده در سه شنبه 1390/03/24 15:55 توسط روح الله قائمی نیک |


مولانا:

در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد

 و آن آگاهی‌ است

و تنها یک گناه و آن جهل است.

+ نوشته شده در شنبه 1390/03/07 19:57 توسط روح الله قائمی نیک |


 

پیشوائی که به غربتش مظلوم است و فراقش بر دوستان درد آور، امام زمان غائب است. به پیروان چشم دارد که دست از لجاجت «خود می‌شود خود می‌توانیم» بردارند و حق هدایت‌گری به حق دار دهند.

پیشوائی که قدرت زمانه به نام می‌کند، حکم می‌راند، بودجه به نام خویش می‌زند، یار گمنام برمی‌گیرد؛ امام زمان است حاضر.

حاضر و غائب دوتاست.

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1390/03/01 20:56 توسط محسن قائمي نيك |


زن

عشق می‌کارد و کینه درو می‌کند.

او درد می‌کشد و تو نگرانی که دختر نباشد.

او می‌زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می‌کنی.

او بی‌خوابی می‌کشد و تو خواب حوریان بهشتی می‌بینی.

او مادر می‌شود و همه جا می پرسند:

« نام پدر:؟»

+ نوشته شده در یکشنبه 1390/03/01 9:34 توسط روح الله قائمی نیک |


...

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم

سال‌ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آواره‌ی صحرا نشد

گفتم عاقل می‌شوی اما نشد


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه 1390/02/26 12:25 توسط روح الله قائمی نیک |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

اينجا،
سؤال و تشكيك مي‌بيني.
خرده مگير كه:
از سويي هم، خلاف ما مي‌گويي.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

90/06/01 - 90/06/31

90/05/01 - 90/05/31
90/04/01 - 90/04/31
90/03/01 - 90/03/31
90/02/01 - 90/02/31
90/01/01 - 90/01/31
89/12/01 - 89/12/29
89/11/01 - 89/11/30
89/10/01 - 89/10/30
89/09/01 - 89/09/30
89/08/01 - 89/08/30
89/07/01 - 89/07/30
89/06/01 - 89/06/31
89/05/01 - 89/05/31
89/04/01 - 89/04/31
89/03/01 - 89/03/31
89/02/01 - 89/02/31
89/01/01 - 89/01/31
88/12/01 - 88/12/29
88/11/01 - 88/11/30
88/10/01 - 88/10/30
88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
آرشيو


نویسندگان

روح الله قائمی نیک

محسن قائمي نيك


پیوندها

اندروني
آیت الله سیدان
پارک نکنید و الا ..
تنهای تنها(علي ابطحي)
روز نوشت هاي من
زاويه ديد
الاحسان بني الحسن موقعه
طالب حق
علامه محمدرضا حکیمی
کاریکلماتور
گوشه نشین رمزگو
میرزا قلی خان راپورت چی
نگرش
مواجهه با خود
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin